طراحی پژوهش

برای طراحی یک پژوهش مولد و تاثیرگذار باید به این نکته توجه داشت که پژوهش صرفا انجام قدم به قدم یکسری گام‌ها به صورت خطی و پشت سر هم نیست. در هر مرحله لازم است یکسری کارها - مثلا مطالعه متون و پژوهش‌ها و منابع چه در حوزه موضوع، چه روش و چه بافت - تکرار شوند تا پژوهشگر مطمئن شود:

  • پرسش پژوهشش را درست و دقیق - محور یک شکاف دانشی - طراحی کرده‌ است و معلوم است دقیقا قرار است چه متغیرها یا سازه‌هایی را مورد مطالعه قرار دهد؛
  • ابزار و روش پژوهشش را درست طراحی و انتخاب کرده‌ و قابلیت گردآوری داده موردنیازش را دارند؛
  • جامعه و بافت پژوهشش قابلیت ارائه داده موردنیازش را دارند؛
  • ملاحظات طراحی ابزار و پروتکل پژوهش به گونه‌ای انجام شده است که پژوهش می‌تواند ادعای تولید دانش معتبر و باورپذیر و بدون سوگیری داشته باشد؛
  • و بالاخره اینکه آنچه پژوهش تولید می‌کند دانشی نو به بدنه دانش موجود - اعم از دانش موضوعی و روش‌شناسی - اضافه می‌کند و کاربردهای عملی و نظری دارد.
خواندن و نوشتن دو کاری هستند که در پژوهش و در هر مرحله تکرار می‌شوند و این تکرار آنقدر ادامه می‌یابد تا پژوهشگر به «آهان» برسد. چرا؟ چون در ابتدای پژوهش دانش پژوهشگر از موضوع، روش و بافت بسیار محدود و سطحی است به همین دلیل ممکن است یا عنوان پژوهشش را خیلی بی‌حد و مرز تعریف کند و بعدا پس از مطالعه بیشتر دریابد که موضوع پژوهشش خیلی گسترده و مبهم است. معلوم نیست قرار است چه متغیر یا سازه‌ای را مطالعه کند. یا پس از ورود به بافت پژوهش و آغاز کار گردآوری داده دریابد که کلا پرسش پژوهشش پرسش نابجایی است. مثلا پرسش او این است که تلگرام در کتابخانه‌های عمومی چگونه استفاده می‌شود؟ و پس از ورود به بافت پژوهش درمی‌یابد که مفروضات او اشتباه بوده و اصلا تجربه استفاده از تلگرام در کتابخانه‌ها وجود ندارد. بنابراین پرسش بهتر این است که «چرا از تلگرام در کتابخانه‌های عمومی استفاده نمی‌شود؟» با تغییر پرسش لازم است تا او درباره چرایی و موانع عدم استفاده از تلگرام مطالعه کند و بسته به روش انتخابی یک یا چند مانع را به عنوان متغیر یا سازه موردمطالعه قرار دهد. برای تولید یک پژوهش مولد پژوهشگر باید با چنین ذهنیتی - ذهنیت یادگیری و رسیدن به آهان - وارد وادی پژوهش شود تا بتواند پژوهشی با ارزش، خواندنی و به کارگرفتنی تولید نماید. بنابراین آماده باشید تا آنچه را در بخش‌های بعد ارائه می‌شوند را به تناسب نیاز - یعنی تا رسیدن به اشباع و اطمینان از درست و دقیق بودن طراحی و اجرای پژوهشتان - با کمال میل تکرار کنید.

اجرای پژوهش

پژوهشگر به دنبال پاسخ به پرسش‌های پژوهش است و برای این کار باید فهم خود را از شواهد بدست آمده از موردها/ واحدهای تجزیه و تحلیل چندگانه در طول پژوهش افزایش دهد. وی برای این کار باید معنای کدها و الگوها را از منابع داده‌ای گوناگون تفسیر کند و بر اساس آنها تبیین‌ها، پیشنهادها، و حتی جریان‌های علی بر آمده از داده را نتیجه بگیرد. پایۀ این مرحله، ترکیب و تفسیر کل شواهد بدست آمده از موردها/ واحدهای تجزیه و تحلیل و پدید آوردن موضوع‌ها و مفاهیم نهایی پژوهش است. این کار با نام تجزیه و تحلیل میان موردی (cross-case analysis) هم شناخته می‌شود و ایدۀ اصلی آن، اجبار پژوهشگر به فراتر رفتن از برداشت‏های اولیه از طریق نگاه‏های ساخت یافته به منابع گوناگون داده است.

یافته‌های تحلیل کیفی در ابتدا خیلی گنگ و مبهم به نظر می‌رسند، با این حال، در طول فرایند تکرار شوندۀ گردآوری ـ تجزیه و تحلیل، موضوع‌ها و مفاهیم اصلی پژوهش شکل می‌گیرند و تفسیرهای کامل‌تری ارائه می‌شوند که بر شفافیت و قوت یافته‌ها می‌افزایند. این تفسیرها همچنین بر اعتبار پژوهش هم می‌افزایند. این اعتبار ممکن است به کوتاهی جرقه‌ای در ذهن پژوهشگر در هنگام نوشتن یک یادداشت باشد و آهان بزرگی را در وی ایجاد کند و یا از طریق استدلال کامل و با شواهد فراوان، با ارزیابی در میان همتایان و حتی با کوششی گسترده برای تکرار یافته‌ها از طریق مثلث‌بندی (triangulation) بدست آید. مثلث‌بندی یکی از راهبردهای افزایش روایی در پژوهش کیفی است که می‌تواند منجر به بالا رفتن دقت یافته‌ها از طریق بررسی شواهدی از چند منبع داده شود.

توجه به نکات زیر در طول فرایند تحلیل داده‌های کیفی ضروری است:

مستندسازی در طول فرایند باید به خوبی و به صورت نظام‌مند بر روی کاغذ و یا با استفاده از نرم‌افزارهای رایانه‌ای مانند «مایکروسافت ورد» یا «مکس‌کیودا» انجام شود. این کار شامل نوشتن یادداشت‌ها، نکات مهم پژوهش، و حتی یافته‌های اولیه در جریان انجام فرایند گردآوری و تحلیل داده به صورت نظام‌مند است. دلیل اصلی این موضوع حجم بالای داده‌های کیفی و نیاز به فهم تجمعی آنها است. این موضوع به پژوهشگر کمک می‌کند تا بتواند مجموعه یافته‌هایی را ارائه کند که مبتنی بر داده است.

تکرار بیشتر فرایند تحلیل کیفی، اعتبار بیشتری به همراه می‌آورد. تحلیل کیفی یک فرایند مداوم و تکرار شونده است. به عنوان نمونه، پژوهشگر ممکن است از تحلیل به بازتعریف پرسش‏های پژوهشی برگردد و سپس دوباره برای گردآوری داده برای یک مورد جدید به میدان بازگردد (Miles, Huberman, and Saldaña 2014; Eisenhardt 1989). بنابراین بیان آن به شکل گام‌های اشاره شده تنها برای نظم بخشیدن به تفکر پژوهشگر برای به پیش بردن یک کار با اعتبار بیشتر است. پژوهشگر باید به این درک برسد که به دلیل ماهیت پژوهش کیفی نیازمند این است که حرکت خود را در پژوهش در هر تکرار بررسی کند و در صورت نیاز برای یافتن معنای دقیق‌تر پدیده‌ها و موقعیت‌ها مجموعه بازنگری‌هایی را حتی در بخش گردآوری داده هم انجام دهد. این کار منجر به ارائۀ یافته‌هایی قدرتمند و قابل ارائه و کاربرد در جامعه می‌شود.

اشباع نظری تحلیل را متوقف می‌سازد. بیان شد که فرایند تحلیل کیفی تکرار شونده است و پژوهشگر باید مراحل تحلیل داده را تکرار کند. اکنون چالشی که مطرح می‌شود این است که پژوهشگر کی باید حرکت بین نظریه (یا به طور کلی، نتایج مورد انتظار پژوهش) و داده را پایان دهد. زمان توقف حرکت بین داده و نظریه، زمانی است که پژوهشگر به اشباع نظری (theoretical saturation) برسد. اشباع نظری زمانی است که یادگیری افزایشی بسیار کم شود و پژوهشگر پدیدۀ جدیدی را دربارۀ اهداف پژوهش مشاهده نکند. این کار به مانند بازنگری یک رونوشت برای چاپ در نشریه است. نویسنده زمانی کار را متوقف می‏کند که بهبود کیفیت دیگر محسوس نباشد. یعنی با افزایش داده‏ها بهبود چندانی حاصل نشود.

3-DA-N

گراندد تئوری و اصول تحلیل در آن (فصل کتاب)

Charmaz, Kathy. 2008. “Grounded Theory as an Emergent Method.” In Handbook of Emergent Methods, edited by S. N. Hesse-Biber and P. Leavy, 155–172. New York: The Guilford Press

«چارمز» یکی از پژوهشگران معاصر و صاحب‌نظر در زمینۀ روش گراندد تئوری است و آثار زیاد و پر طرفداری را در این رابطه منتشر ساخته است. در این فصل کتاب، وی به سادگی و زیبایی روش گراندد تئوری را بر اساس راهبردهای کدگذاری، نوشتن یادداشت، نمونه‌گیری نظری، و اشباع نظری تعریف می‌کند.

ارائه پژوهش

 
موضوعات