طراحی پژوهش

به نظر کرسول (2014، 12) پیمایش توصیفی کمی یا عددی درباره گرایش‌ها، نگرش‌ها، یا عقاید گروهی از مردم، از طریق گزینش نمونه‌ای از آن گروه، به‌دست می‌دهد. انجام این پژوهش‌ها طوری پیش می‌رود که بتوان نتایج حاصل از مطالعه نمونه را به یک جامعه بزرگتر تعمیم داد. به طور معمول، پرسشنامه یا مصاحبه ساختاریافته ابزارهایی هستند که در این‌گونه پژوهش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.

به نظر می‌رسد، رایج‌ترین روش پژوهش، به‌ویژه در رویکرد کمی، روش پیمایشی است. احتمالاً همه ما تجربه روش پیمایشی را داریم؛ به عنوان کسی که این روش را اجرا کرده یا به عنوان یک مشارکت‌کننده برای تکمیل پرسشنامه. به اعتقاد ببی (2015، 253) روش پیمایشی برای پاسخگویی به مسائلی که در حوزه علوم اجتماعی مطرح می‌شود بسیار مناسب است. همچنین، زمانی که پژوهش قصد سنجش افکار، احساسات، عقاید، و نگرش‌های یک جامعه بزرگ را دارد، پیمایش احتمالاً مناسب‌ترین گزینه برای پاسخگویی به چنین شکاف‌هایی است.
اصطلاحی که اغلب با شنیدن روش پیمایشی به ذهن افراد متبادر می‌شود، «نمونه‌گیری» است. نمونه‌گیری از یک جامعه بزرگ، معادل «مشت نمونه خروار» است. زمانی که پژوهشگر به دلیل محدودیت‌های زمانی، مکانی، مالی، و غیره نمی‌تواند کل اعضای یک جامعه را پیمایش کند، از یک نمونه برای گردآوری داده استفاده کرده و نتایج این پیمایش را به جامعه بزرگ‌تر تعمیم می‌دهد. برای تعمیم‌پذیری، «تصادفی بودن» نمونه‌های گزینشی یکی از شروط اساسی است.
همان‌طور که گفته شد، اغلب ابزار اصلی برای گردآوری داده در پژوهش‌های پیمایشی مصاحبه ساختاریافته (یا مصاحبه بسته) یا پرسشنامه است. پرسشنامه مجموعه‌ای از گویه‌ها است که به هدف مشخصی طرح شده و در اختیار افراد برای پاسخگویی قرار می‌گیرد. پرسشنامه باید به‌گونه‌ای طراحی، توزیع، و مدیریت شود که بتواند پژوهشگر را به اهدافش برساند؛ به این دلیل طراحی، توزیع، و مدیریت این ابزار خود از اصولی پیروی می‌کند که آگاهی از آنها ضروری است (برای مطالعه بیشتر در این زمینه به بخش «طراحی ابزار گردآوری داده» مراجعه کنید).
از آنجایی که در پژوهش‌های پیمایشی، پژوهشگر به طور معمول با افراد و مردم به عنوان جامعه پژوهش سروکار دارد، رعایت مسائل اخلاقی بسیار مهم و حائز اهمیت است. رازنگهداری از مهمترین نکاتی است که در این نوع پژوهش‌ها باید در مورد آن مراقب بود. محرمانه ماندن، شرکت داوطلبانه برای پاسخگویی، حق آگاهی از نحوه استفاده از داده گردآوری شده در پژوهش، و غیره از مسائل دیگری هستند که باید مورد توجه پژوهشگر در پژوهش پیمایشی قرار گیرند.

اجرای پژوهش

تفاوت اصلی مراحل گردآوری داده در پژوهش کیفی و کمی ناشی از تفاوت میان داده‌های این دو گونه است. به طوری که در پژوهش کیفی باید داده‌هایی مانند متن و عکس از تعداد کمتری مشارکت‌کننده و آن هم با پرسش‌هایی بازتر گردآوری شوند. در ادامه این تفاوت‌ها بیشتر مشخص می‌شوند:

در مرحلۀ انتخاب مکان و مشارکت‌کنندگان، تفاوت رویکردهای کمی و کیفی در این است که در پژوهش کیفی هدف تعمیم به جامعه نیست و بیشتر توجه به شناخت و اکتشاف ژرف پدیده دارد. بنابراین، انتخاب افراد و مکان به صورت هدفمند (purposeful sampling) یا از روی قصد صورت می‌گیرد. برخلاف پژوهش کمی که بیشتر از نمونه‌گیری‌های تصادفی استفاده می‌شود.برای آشنایی با نمونه‌گیری هدفمند و تصادفی، و دیگر نمونه‌گیری‌های کیفی و کمی می‌توان به فصل ششم و هفتم کتاب «کرسول» (2012) مراجعه کرد.
در پژوهش کیفی به دلیل این که داده باید ژرف و در ارتباط با بافت گردآوری شود، پژوهشگر به دسترسی بیشتری به مکان و افراد نیاز دارد. همین موضوع وی را با حساسیت و چالش‌های اخلاقی بیشتری نیز درگیر می‌کند. در حالی که، در پژوهش کمی می‌توان داده‌ها را از افراد به صورت ناشناس و از راه دور هم گردآوری کرد.

در هر دو رویکرد داده‌هایی مانند مصاحبه، مشاهده، و اسناد گردآوری می‌شوند. با این حال، در مقایسه با پژوهش کمی، در پژوهش کیفی دیدگاه‌های مشارکت‌کنندگان کمتر محدود می‌شوند.

در هر دو رویکرد، باید داده‌ها و اطلاعات گردآوری شده از هر مشارکت‌کننده ثبت شود. با این حال، پژوهشگر در رویکرد کیفی به جای استفاده از یک ابزار واحد، بیشتر از پروتکل‌هایی برای سازماندهی اطلاعات هر مشارکت‌کننده استفاده می‌کند.

در پژوهش کیفی گردآوری داده و تجزیه و تحلیل داده‌ها گامی گسسته محسوب نمی‌شود. در این رویکرد فرایند تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌تواند پس از گردآوری هر داده شروع شود تا پژوهشگر بتواند بینش‌های تازه‌ای را که پدید می‌آید در گردآوری داده بکار گیرد. بنابراین مدیریت تعامل بین پژوهشگر و منبع داده‌ای در طول زمان مسئله‌ای مهم است.

پرسش: همیشه یک پرسشی دربارۀ مطالعه موردی داشته‌ام که جوابی برای آن نیافتم. در بسیاری از مقاله‌ها وقتی موردی برای مطالعه دارند، از آن با عنوان مطالعه موردی نام می‌برند. پرسش من این است که:

  1. آیا این کار یعنی انتخاب یک مورد برای مطالعه مانند سازمان ایکس منجر به این می‌شود که نام مطالعه موردی بر روی آن گذاشته شود؟
  2. یعنی یک مطالعۀ موردی باید چه شرایطی داشته باشد؟
پاسخ: مطالعه موردی دستهبندیهای گوناگونی دارد. از منظر هدف سه نوع مطالعه موردی داریم: 1- مطالعه موردی ذاتی یا intrinsic : یک مورد خاص را انتخاب می‌کنید به خاطر اینکه مورد انتخابی می‌تواند بیشترین داده را برای پژوهشتان تولید کند. 2- مطالعه موردی ابزاری یا instrumental: مورد را به خاطر خودش (اسم و رسمش) یا به دلیل علاقه شخصی یا سفارشی بودن پژوهش انتخاب می‌کنید. 3- مطالعه موردی جمعی یا collective: که هر دو هدف بالا را تامین می‌کند یعنی موردی را انتخاب می‌کنید که به آن علاقه دارید و اتفاقا برایتان بیشترین داده را هم تولید می‌کند. در مطالعات کیفی که هدف فهم یک پدیده، مفهوم، روند و ... است و تمرکزش بر تجربه‌های زیسته افراد است باید گزینه اول یا گزینه سوم انتخاب شوند. در مطالعات ارزیابانه یا سفارشی انتخاب گزینه دوم قابل توجیه است و مانعی ندارد. برای انتخاب مورد یا جامعه پژوهش از این قاعده پیروی کنید در عین حال یک قاعده کلی در پژوهش وجود دارد و آن هم این است که انتخاب روش و جامعه هدف هر دو باید براساس پرسش پژوهش انتخاب شوند. اینکه چه منبعی می تواند کامل‌ترین و غنی‌ترین داده (پاسخ) را برای پژوهشتان تولید کند. اگر انتخابتان را براین اساس انجام دادید انتخابتان قابل توجیه است. مهم نیست این انتخاب:
  • یک فرد باشد
  • یک سازمان باشد
  • یک پروژه باشد
  • یک نرم افزار باشد
  • یک برنامه آموزشی باشد
  • یک مدرسه باشد
  • و ....
همه به شرط اینکه بتوانید توجیه کنید مورد انتخابی شما می تواند کامل‌ترین و غنی‌ترین داده را برای پژوهشتان تولید کند. چگونه انتخابتان را توجیه کنید؟ برای انتخابتان فیلتر بسازید بهترین (قابل دفاع ترین) روش برای توجیه علمی انتخابتان این است که برای انتخاب مورد یا جامعه پژوهشتان یک فیلتر بسازید و در آن فیلتر مشخص کنید برای تولید داده موردنیازتان به چه نوع منبعی با چه ویژگی هایی نیاز دارید؟ سپس هر ویژگی را در ارتباط با پرسش پژوهشتان توجیه کنید. مثلا اینکه سازمان الف تجربه طولانی در استفاده از نرم افزاری خاص دارد و من برای پاسخ به پرسش پژوهشم به چنین تجربه‌ای نیاز دارم. قطعا باید این فیلتر به گونه‌ای ساخته شود که فقط موردهای کمی از آن قابل عبور باشند. در غیر اینصورت این پرسش برای داور و خواننده پیش می‌آید که چرا سازمان ب را انتخاب نکرده‌اید؟ آنها هم از این نرم‌افزار استفاده کرده‌اند؟ در پاسخ می‌توانید، به عنوان مثال، تعداد سال تجربه کار با نرم افزار موردنظر را به فیلترتان اضافه کنید یا تعداد دفعات استفاده. چه منبعی میتواند برای پژوهشتان دانش نو و کاربردی تولید کند؟ ملاک انتخاب مورد این است. مهم‌ترین نکته این است که اگر می‌خواهید پژوهشتان دانش نو و کاربردی تولید کند باید داده موردنیاز پژوهشتان را از مناسب‌ترین (مولدترین) منابع استخراج کنید نه از دم‌دست ترین‌ها. اگر انتخابتان را بر این پایه انجام دادید و توانستید علمی و مستند درستی انتخابتان را توجیه کنید؛ در ناحیه امن هستید و کارتان به لحاظ علمی و از دید کسانی که واقعا پژوهشکار هستند موردتایید و قابل نشر است. اگر انتخابتان علمی و درست است ولی همچنان زیر سوال هستید از بخش محدودیتهای پژوهش کمک بگیرید در کنار این توجیه همیشه موضوعی به نام محدویت زمان و هزینه وجود دارد که می‌توانید در توجیه انتخاب محدود و - شاید کوچکتان - از آن استفاده کنید: اینکه در بازه زمانی یک سال (برای ارشد) و چهار سال (برای دکتری) توان بررسی همه موردها یا جامعه پژوهش بزرگتری را نداشتم. و پیشنهاد به پژوهشگران بعدی در مجموع اگر به طراحی پژوهشتان اطمینان دارید می‌توانید این عبارت را با اطمینان بیان کنید: کار من به لحاظ طراحی درست و دقیق است و داده آن معتبر است. هر چند برای تولید دانش بیشتر و عمیق‌تر بسیار مفید خواهد بود پژوهشگران روی موردها یا جوامع متنوع‌تری پرسش پژوهشم را بررسی کنند.

ارائه پژوهش

 
موضوعات