با توجه به اینکه معمولا دانش پژوهشگر درباره موضوع و – در نتیجه - پژوهش‌های انجام شده در حوزه موضوع مدنظرش اندک است، نمی‌تواند درباره مسئله بودن مسئله پژوهشش ادعایی علمی، دقیق و مستند مطرح کند. بسیاری از اوقات آنچه پژوهشگر تحت عنوان مسئله مطرح می‌کند پرسشی است که با مطالعه چند کتاب و مقاله قابل پاسخ‌گویی است و نیاز به پژوهش ندارد و از آن مهم‌تر ضرورت به پرداختن به مسئله مدنظر او در بافت بومی توجیه کافی ندارد. یعنی آنچه پژوهشگر مطرح می‌کند موضوعی نو و لوکس است تا مسئله‌ای باارزش و اورژانسی.

به همین دلیل پس از طرح مسئله‌ای که دغدغه پژوهشگر است یا طرح موضوعی که موردعلاقه‌ اوست لازم است تا – با مطالعه مبانی نظری موضوع - پژوهشگر دایره دانشی خود درباره مسئله یا موضوع را بسط دهد و بعد از آن پژوهش‌های مرتبط با موضوع موردنظر (پیشینه پژوهش) را تحلیل و نقد علمی کند تا در نهایت بتواند مسئله بودن مسئله پژوهش خود را در قالب ادعایی علمی دال بر ناکافی بودن دانش (شکاف دانشی) تشریح کند و نیاز به پر کردن این شکاف دانشی را در بافت بومی توجیه نماید. 

تا زمانی که پژوهشگر نداند درباره یک موضوع «چه چیزهایی می‌توان پرسید؟» و این موضوع را «چگونه و با چه شیوه‌هایی می‌توان پژوهش کرد؟»، رصد شکاف دانشی موجود در پژوهش‌ها و طرح ادعای پژوهش دال بر ناکافی بودن دانش موجود و بیان علمی و منطقی مسئله تقریبا غیرممکن است. برای پاسخ به این پرسش‌ها پژوهشگر باید بر مبانی نظری پژوهش خود تسلط داشته باشد. مبانی نظری پژوهش به دو بخش قابل تقسیم‌بندی است:

بخش اول: مبانی نظری موضوع - که دانش موضوعی موردنیاز درباره چیستی، چرایی و چگونگی موضوع مورد مطالعه را در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهند. این دانش به او این توانایی را می‌دهد تا پژوهش‌ها را از منظر موضوعی نقد و تحلیل کند. به کمک دانش موضوعی پژوهشگر می‌تواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد:

  • درباره یک موضوع چه چیزهایی می‌توان پرسید؟  با تکیه بر این دانش سپس می‌تواند به این پرسش پاسخ دهد که:
  • پژوهش‌های پیشین روی کدام بعد یا ابعاد موضوع پژوهش کرده‌اند یا موضوع موردنظر را از چه زاویه‌ای مورد بررسی قرار داده‌اند؟

بخش دوم: مبانی نظری پژوهش – که دانش روش‌شناختی موردنیاز برای پژوهیدن موضوع موردنظر را در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهند. این دانش به او این توانایی را می‌دهد تا پژوهش‌ها را از منظر روش‌شناختی نقد و تحلیل کند. به کمک دانش روش‌شناختی پژوهشگر می‌تواند به این پرسش‌ها پاسخ‌ دهد:

  • موضوع موردنظر چگونه و با چه روش‌هایی قابل پژوهش است؟ هر روش قابلیت تولید چه نوع داده‌‌ای را دارد؟  با تکیه بر این دانش سپس می‌تواند به این پرسش پاسخ دهد که:
  • پژوهش‌های پیشین از چه روش‌هایی برای مطالعه موضوع موردنظر استفاده کرده‌اند؟ منبع داده آنها چه چیزها یا چه کسانی بوده‌اند؟

به کمک دانش موضوعی پژوهشگر می‌تواند به دو پرسش اول پاسخ دهد و به کمک دانش روش‌شناختی پژوهشگر می‌تواند به دو پرسش دوم پاسخ دهد. و با پاسخ به این پرسش‌ها او این توانایی را می‌یابد تا مسئله پژوهش خود را به صورت علمی شناسایی و تشریح کند.

.... و اگر نتواند

اگر پژوهشگر نتواند به پرسش‌های فوق پاسخ دهد عملا از نقد علمی متون و پژوهش‌های مرتبط با موضوع پژوهشش ناتوان می‌‌ماند و به همین دلیل نمی‌تواند ادعای پژوهش خود درباره ناکافی بودن دانش (یا وجود شکاف دانشی) را به صورت علمی و مستند بیان کند. این بدان معناست که پژوهشگر از بیان علمی و منطقی مسئله پژوهش، مرزبندی علمی پژوهش خود در بدنه دانش موجود و تشریح اصالت و نویی پژوهش خود عاجز خواهد ماند. او به جای تحلیل و نقد علمی متون و طرح علمی مسئله پژوهش، با توجیهی سرسری مثلا نو بودن موضوع یا متفاوت بودن جامعه و بافت پژوهش به طراحی ضعیف پژوهشی‌ای می‌پردازد که از اساس ضرورت آن نامشخص است. این نوع پژوهش‌ها، صرفا به دلیل طرح موضوعی نو – قابل دفاع هستند اما ‌کاربرد و مخاطبی ندارند.

به همین دلیل لازم است تا پژوهشگر در ابتدای پژوهش دانش موضوعی و روش‌شناختی خود را درباره موضوع مدنظر - به صورت موازی – توسعه دهد. یعنی هم درباره موضوع پژوهشش بخواند و هم درباره روش‌هایی که برای پژوهیدن موضوع موردنظر استفاده یا توصیه شده‌اند تا بتواند در پژوهش‌های پیشین  را از این دو دریچه تحلیل و نقد کند و شکاف دانشی موجود در آنها را به صورت علمی شناسایی و طرح نماید.

 درباره شیوه کسب دانش موضوعی و روش‌شناختی در ادامه آموزه‌هایی ارائه شده است.

برای کسب دانش موضوعی باید مبانی نظری موضوع مدنظر را مطالعه کرد که عبارتند از نظریه‌ها، مدل‌ها، و تعاریف و مفاهیم مکتوب درباره موضوع. مبانی نظری موضوع دانش منسجمی درباره چیستی، چرایی و چگونگی موضوع موردنظر در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهند و او را با قابلیت‌ها و کارکردهای موضوع و نوع مسائلی که با این قابلیت‌ها قابل حل هستند آشنا می‌کنند.

با کسب دانش موضوعی پژوهشگر می‌تواند به سه پرسش اساسی پاسخ دهد:

  • پرسش چیستی - موضوع پژوهش من درباره چیست؟ این موضوع چه ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی دارد؟ این موضوع چه ابعادی دارد و با چه مولفه‌هایی قابل تعریف است؟
  • پرسش چرایی - فلسفه تولد این موضوع چیست؟ این موضوع اصالتا در پاسخ به فهم و حل چه مسائلی به وجود آمده است؟
  • پرسش چگونگی - این موضوع چگونه و برای حل چه مسائلی استفاده شده است؟

 برای کسب دانش موضوعی گام‌های زیر را دنبال کنید.

با توجه به اینکه در ابتدای پژوهش دانش پژوهشگر درباره موضوع محدود است و طراحی پژوهش نیازمند فهم موضوع و ادبیات، تاریخچه و بنیان‌های نظری آن است؛ لازم است تا پژوهشگر با مطالعه خواندنی‌های پایه مانند مدل‌ها، نظریه‌ها، و دیدگاه‌های موجود درباره موضوع دایره دانشی خود درباره چیستی، چرایی و چگونگی موضوع موردنظر را افزایش دهد تا بتواند جستجوهای جامع‌تر و دقیق‌تری انجام دهد.

مناسب‌ترین منابع برای تامین هدف در این مرحله منابعی هستند که دانش پایه نسبتا جامعی درباره موضوع به دست می‌دهند. مرسوم‌ترین نوع این منابع پدیاها یا دایره‌المعارف‌ها هستند مانند ویکی‌پدیا. این منابع، دانش نسبتا جامعی درباره ادبیات، تاریخچه، پیشینه موضوع، بنیان‌های نظری موضوع، مدل‌ها و نظریه‌های مربوطه ارائه می‌دهند. از دل این سطح از مطالعه، پژوهشگر تا حد زیادی با چیستی، چرایی و چگونگی موضوع در بافت‌ها و موقعیت‌های گوناگون آشنا می‌شود و دایره دانشی خود درباره ادبیات و واژگان کلیدی حوزه را بسط می‌دهد.

پس از فهم گستردگی موضوع و ابعاد و همچنین درک اینکه موضوع موردنظر قابلیت طرح و حل چه مسائلی را دارد، پژوهشگر باید تصمیم بگیرد که:

  • می‌خواهد روی کدام بعد از موضوع متمرکز شود یا اینکه برای حل مسئله موردنظر می‌خواهد موضوع را از چه دریچه‌ای موردمطالعه قرار دهد؟

با مشخص کردن تمرکز موضوعی پژوهش، فیلتر اولیه برای بررسی پیشینه پژوهش آماده می‌شود و پژوهشگر می‌تواند از این فیلتر برای طرح‌ریزی برنامه جستجو و گردآوری پیشینه پژوهش استفاده کند.

پس از تعیین دقیق‌تر موضوع، لازم است تا پژوهشگر به دانش موضوعی خود در حوزه مدنظر عمق بیشتری ببخشد و به عبارتی روی منابعی زوم کند که دانش چیستی، چرایی و چگونگی موضوعش را در اختیار او قرار می‌دهند. مثلا اگر موضوع مدنظر پژوهشگر شبکه‌های اجتماعی و نقش آنها در آموزش است و پس از تعیین نقطه تمرکز پژوهشش تصمیم بگیرد مشخصا درباره قابلیت به اشتراک گذاری دانش، ایده و تجربه‌های آموزش و یادگیری که  شبکه‌های اجتماعی فراهم می‌کنند پژوهش کند، براین اساس لازم است تا در این باره خواندنی‌های مرتبط را بیابد و دانش چیستی، چرایی و چگونگی موجود در این حوزه را از متون و مبانی نظری استخراج کند و با دسته‌بندی دریافت‌های خود از متون، مدل‌ها و نظریه‌های مرتبط، چارچوب نظری پژوهشش را بسازد.

 برای این مرحله هم جستجو می‌تواند با منابع عمومی اطلاعات شروع شود و پس از آشنایی پژوهشگر با ادبیات مربوطه به منابع تخصصی‌تر بسط یابد. منابع تخصصی‌تر منابعی هستند که اطلاعات منسجم‌تر و جامع‌تری درباره بنیان‌های نظری و ابعاد موضوع – مانند نظریه‌ها، مدل‌ها، و استانداردهای مرتبط - ارائه می‌دهند.

به دلیل بسط دایره دانشی پژوهشگر از موضوع و در عین حال عمیق شدن دانش او درباره ابعاد و مولفه‌های تعریف کننده چیستی، چرایی و چگونگی موضوع، در این مرحله پژوهشگر می‌تواند به جای تکیه به چند کلیدواژه که درباره موضوع یا عنوان پژوهش خود می‌داند، استراتژی جستجوی خود را دقیق‌تر طراحی کند و استراتژی‌های جستجوی متنوع‌تری حول محور دریافت‌هایش از مبانی نظری (دانش چیستی، چرایی، و چگونگی) موضوع طراحی نماید.

 پس از کسب دانش موضوعی پژوهشگر می‌تواند به جای تکیه صرف به چند کلیدواژه کلی، موضوع را با مولفه‌ها و کلیدواژه‌هایی سرچ کند که به نوعی معرف موضوع هستند. به عنوان مثال در پژوهشی با موضوع سواد اطلاعاتی، به جای جستجوی صرف «سواد اطلاعاتی» به عنوان موضوع پژوهش، پژوهشگر می‌تواند به جستجوی مولفه‌های سواد اطلاعاتی مانند موارد زیر بپردازد:

  • مهارت جایابی و جستجوی اطلاعات،
  • مهارت ارزیابی اطلاعات،
  • توانایی استفاده موثر و اخلاقی از اطلاعات، توانایی تشخیص نیاز به اطلاعات،
  • توانایی تبیین نیاز اطلاعاتی

یا به جستجوی کلیدواژه‌هایی بپردازد که به نوعی تعریف کننده چیستی، چرایی و چگونگی سواد اطلاعاتی هستند – مانند رفتار اطلاعاتی، رفتار اطلاعاتی، نیاز اطلاعاتی، رفتار کاربر و .... این شیوه جستجو او را به لیست جامع‌تری از منابع مرتبط با موضوع پژوهشش می‌رساند.

به عبارتی مادامی‌که استراتژی جستجو حول محور دانش موضوعی دقیق و عمیق پژوهشگر از موضوع مدنظرش طراحی می‌شود شانس اینکه منابع مرتبط از قلم بیافتند بسیار کاهش می‌یابد.

 جزئیات بیشتر درباره شیوه شناسایی منابع معتبر برای پژوهش و شیوه‌ جستجوی هوشمندانه این منابع، در بخش جستجو و گردآوری پیشینه پژوهش ارائه شده است.

پس از تعیین چارچوب موضوع پژوهش نوبت به اسکلت‌بندی مسئله پژوهش می‌رسد.

همانگونه که اشاره شد مسئله در پژوهش حول محور ادعایی علمی دال بر ناکافی بودن دانش در موضوعی مشخص طراحی می‌شود و ضرورت پر کردن این شکاف دانشی برای حل مسئله موردنظر در بافت بومی پژوهش تشریح می‌گردد.

خواه پژوهش با مسئله‌ای که دغدغه پژوهشگر است شروع شده باشد یا با موضوعی که موردعلاقه اوست، در هر صورت برای طرح ادعای خود دال بر ناکافی بودن دانش و برای اثبات مسئله بودن مسئله پژوهشش لازم است تا پژوهشگر پژوهش‌های مرتبط با موضوع پژوهش خود را گردآوری، تحلیل و نقد کند.

یعنی توضیح دهد چرا پژوهش‌های پیشین نتوانسته‌اند مسئله مدنظر پژوهش او را طرح و یا حل کنند. آیا کاستی‌های موجود در این پژوهش‌ها موضوعی است یا روش‌شناختی؟

بدین منظور باید پژوهش‌های مرتبط در حوزه موردنظر شناسایی، گردآوری و تحلیل شوند – یعنی پژوهشگر باید پیشینه پژوهشش را گردآوری، دسته‌بندی و تحلیل کند. آموزه‌های بخش بعدی را دنبال کنید.

برای کسب دانش روش‌شناختی پژوهشگر باید علاوه بر ادبیات و مبانی عمومی روش تحقیق، با روش‌های پژوهش در موضوع موردنظرش آشنایی نظری و عملی داشته باشد - یعنی درباره مبانی و روش‌های پژوهیدن در سه سطح عمومی، تخصصی و عملی بداند - تا بتواند پژوهش‌های انجام شده در حوزه موضوعی مدنظرش را نقد علمی کند.

در بسیاری از موارد هر چند بدنه فربه‌ای از پژوهش درباره یک موضوع وجود دارد لیکن در عمل می‌بینیم که این پژوهش‌ها دانش کاربردی تولید نمی‌کنند. یکی از دلایل اصلی این موضوع استفاده از روش‌ها و ابزارهای پژوهشی غیرمولد در پژوهش‌هاست. در صورت تسلط پژوهشگر بر مبانی نظری پژوهش – یعنی برخورداری او از دانش روش‌شناختی در حوزه موردنظر – او می‌تواند با نقد علمی این پژوهش‌ها، چرایی غیرمولدی پژوهش‌ها را توضیح دهد. اینکه:

  • چرا علیرغم وجود پژوهش‌های بسیار در حوزه مدنظر او چرا – به لحاظ روش شناختی - پژوهش‌های انجام شده نتوانسته‌اند دانش نو و کاربردی به دانش موجود درباره موضوع اضافه کنند؟ و اینکه چرا به پژوهش او نیاز است؟
  • پژوهش او بناست چه دانش جدیدی تولید کند که دیگر پژوهش‌های مشابه نتوانسته‌اند تولید کنند؟
به کمک دانش روش‌شناختی پژوهشگر می‌تواند پژوهش‌های انجام شده در موضوع موردنظرش را به لحاظ روش‌شناختی تحلیل و نقد علمی کند، کاستی‌های احتمالی آنها را شناسایی و براساس چنین تحلیلی شکاف دانشی موجود در پژوهش‌های پیشین را - به لحاظ روش‌شناختی - ترسیم نماید. در ادامه سه سطح دانش روش‌شناختی موردنیاز برای تحلیل و نقد علمی متون و پیشینه پژوهش معرفی و آموزه‌هایی برای کسب آنها ارائه می‌شود.

در سطح اول پژوهشگر باید با مبانی و اصول روش تحقیق و انواع شیوه‌های پژوهش آشنا شود  و انواع روش‌ها و ابزارهای پژوهش و قابلیت هر روش در تولید دانش را بشناسد. این سطح از دانش روش‌شناختی به پژوهشگر کمک می‌کند تا به لحاظ روش‌شناختی یا نوع روش پژوهش‌ها را ددسته‌‌بندی کند. مثلا پژوهش‌های کمی، کیفی، ترکیبی. و تشخیص دهد هر پژوهش از چه روش و ابزاری برای پژوهشش استفاده کرده است. مثلا مشخص کند که پژوهشی از روش موردپژوهی، روش مردم‌نگاری، روش تحلیل محتوا، یا روش‌ پیمایش استفاده کرده است؟ اینکه آیا از ابزار پرسشنامه، استاندارد یا آزمون خاصی برای طراحی ابزار خود استفاده کرده است؟ یا ابزارش را حول محور دریافت‌هایش از یافته‌های پژوهش‌های پیشین ساخته است؟

این سطح از دانش روش‌شناختی از طریق مطالعه متون و کتاب‌های روش تحقیق دست‌یافتنی است. با جستجوی عبارت زیر در نت به لیستی از این منابع به زبان فارسی‌و انگلیسی دست می‌یابید:

فهرست کتابهای روش تحقیق

list of top research methodology books

list of top research methodology resources

در سطح دو، بسته به حوزه موضوعی پژوهشش پژوهشگر باید درباره اصول و شیوه‌های روش تحقیق در موضوع موردنظرش - مثلا روش‌های پژوهش در علوم اجتماعی، در روان‌شناسی، در علوم سیاسی و ....-  دانش عمیق و جامعی کسب کند. مشخصا در این سطح پژوهشگر:

  • با اصول پایه پژوهش در موضوع موردنظرش آشنا می‌شود؛
  • انواع روش‌ها و ابزارهای پژوهشی که برای پژوهش در موضوع موردنظرش مناسب هستند را شناسایی می‌کند
  • با قابلیت‌های هر روش در تولید دانش آشنا می‌شود
  • و این مهم را درمی‌یابد که اصولا هر روش قابلیت طرح و حل چه نوع پرسش‌هایی را در موضوع موردنظرش دارد.

برای کسب دانش روش‌شناختی در موضوع موردنظر پژوهشگر باید باید منابع روش تحقیق در حوزه موضوعی خود را شناسایی و مطالعه کند. مثلا اگر موضوع پژوهش او علم‌سنجی است باید منابع روش تحقیق در این حوزه موضوعی را مطالعه کند. این منابع شامل کتاب‌های روش تحقیق در علم‌سنجی و یا مقالاتی است که اختصاصا به شیوه‌های پژوهش در مطالعات علم‌سنجی پرداخته‌اند. 

علاوه بر کتاب‌های روش تحقیق در موضوع (مثلا روش تحقیق در کتابداری، روش‌های پژوهش در مدیریت، در مهندسی و غیره) و، دو روش دیگر برای کسب این سطح از دانش روش‌شناختی مفید خواهد بود:

روش اول - مطالعه تحلیلی و عمیق مقالات و پژوهش‌هایی است که مشخصا از روشی استفاده کرده‌اند که مدنظرتان است. احتمالا پس از مطالعه روش‌های پژوهش در موضوع موردنظر پژوهشگر درمی‌یابد که روش(های) خاصی در موضوع موردنظرش مرسوم‌ترند مثلا بیشتر از روش‌های کیفی برای مطالعات علوم اجتماعی و علوم انسانی استفاده می‌شود. با این شناخت می‌توانید دانش روش‌شناختی خود را با مطالعه منابع تخصصی‌ای بسط دهید که مشخصا درباره روش مدنظرتان می‌نویسند. مثلا نشریاتی که اختصاصا درباره روش‌های کیفی می‌نویسند. با جستجوی عبارات زیر می‌توانید به لیست جامعی ازنشریات معتبر که درباره روش‌های گوناگون پژوهش - شامل پژوهش‌های کمی، کیفی و ترکیبی - می‌نویسند، دست یابید:

list of qualitative research methodology journals

list of quantitative research methodology journals

list of mixed method journals  

روش دوم -  مطالعه نشریه‌های تخصصی که تمرکز آنها بر نشر مقالاتی است که مشخصا به موضوع موردنظر پرداخته‌اند. مثلا اگر در جستجوی نشریات تخصصی حوزه علم‌‌سنجی هستید جستجوی عبارت زیر شما را به لیستی از نشریات مرتبط می‌رساند:

list of top journals on scientometrics 

scientometrics journals

list of ISI journals in scientometrics 

با این سطح از دانش پژوهشگر می‌تواند پژوهش‌ها را از منظر روش‌شناختی و اینکه آیا روش‌ها و ابزارهای انتخابی مناسب(ترین) گزینه برای تولید دانش در موضوع موردنظر بوده‌اند را مورد نقد علمی قرار دهد. 

در سطح سوم پژوهشگر باید بداند که هر روش چگونه برای تولید دانش موردنیاز - و ترجیحا در بافت موردنظر - استفاده می‌شود. چرا که شیوه استفاده از یک روش واحد در موضوع‌ها، بافت‌ها و شرایط گوناگون متفاوت است. مثلا شیوه استفاده از روش موردپژوهی برای مطالعه چیستی و چرایی شبکه‌های اجتماعی از منظر کاربران ایرانی، و شیوه استفاده از همین روش برای مطالعه چیستی و چرایی سواد اطللاعاتی در مدارس تکزاس با هم فرق می‌کنند. چون موضوع، جامعه و بافت هدف دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند و به همین دلیل مطالعه آنها با یک روش واحد نیازمند ملاحظات متفاوتی است. فهم این ملاحظات از طریق کسب دانش روش‌شناختی عملی امکان‌پذیر است و مطالعه صرف منابع روش تحقیق عمومی و تخصصی این سطح از دانش را در اختیار پژوهشگر قرار نمی‌دهد.

با کسب دانش روش‌شناختی عملی پژوهشگر درمی‌یابد که چگونه و با درنظرگرفتن چه ملاحظاتی باید ازیک روش استفاده شود تا به تولید دانش موردنیاز بیانجامد؟ با این سطح از دانش روش‌شناختی، پژوهشگر می‌تواند فرایند گردآوری و تحلیل داده‌ها پژوهش‌ها را نقد علمی کند. اینکه:

  • آیا شیوه روش‌ها و ابزارهای استفاده شده در پژوهش با درنظرگرفتن  ویژگی‌ها و شرایط بافت و جامعه هدف استفاده شده‌‌اند؟
  • آیا روش‌ها و ابزارهای استفاده شده در پژوهش به گونه‌ای استفاده شده‌اند که بتوانند به پرسش پژوهش پاسخ دهند؟

 برای کسب دانش روش‌شناختی عملی، باید بخش روش مقالات و پژوهش‌های معتبر در موضوع مورنظر یا موضوع‌های نزدیک و هم‌خانواده را به دقت مطالعه و کالبدشکافی کرد. به عنوان مثال اگر پژوهشگری قصد دارد از روش‌ موردپژوهی یا اقدام‌پژوهی برای پژوهش سواد اطلاعاتی استفاده کند،‌ باید به مطالعه تحلیلی و عمیق پژوهش‌های سواد اطلاعاتی بپردازد که از این روش‌ها در پژوهش خود استفاده کرده‌اند. بدین منظور توصیه می‌شود به مطالعه مقالات نشریاتی بپردازید که مشخصا به نشر آثاری می‌پردازند که در موضوع موردنظرتان نوآوری روش‌شناختی دارند.  مانند نشریه Library and Information Science Research که مشخصا به نشر مقالاتی می‌پردازد که درحوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی نوآوری روش‌شناختی دارند.

برای شناسایی این نشریات لازم است تا پس از تهیه لیستی از نشریات معتبر در موضوع موردنظر، بخش هدف و دامنه نشریات را مطالعه کنید. بدین منظور ابتدا عبارت زیر را در نت جستجو کنید:

list of top journals in management 

list of ISI journals in library and information science 

or in any other subject

سپس به بخش about this journal ‌و aim and scope‌ نشریه مراجعه و مندرجات آن را مطالعه کنید. در این بخش‌ها اطلاعاتی درباره پوشش موضوعی و نوع مقالاتی که در نشریه منتشر می‌شوند اطلاعاتی ارائه می‌شود.

نکنه:

به دلیل اینکه اغلب پژوهش‌های منتشر شده به زبان فارسی در انتخاب و یا مستندسازی دقیق روش در بافت پژوهششان ضعف دارند، مطالعه مقالات فارسی برای کسب دانش روش‌شناختی توصیه نمی‌شود. چون یادگیری صحیح و اصولی روش در تولید پژوهشی تاثیرگذار و مولد نقشی حیاتی ایفا می‌کند، توصیه می‌شود برای کسب دانش روش‌شناختی از منابع و مقالاتی استفاده کنید که توسط معتبرترین محققان حوزه موردنظر و در معتبرترین نشریات منتشر شده‌اند.

درباره چگونگی شناسایی متخصصان و نشریات هسته در بخش مطالعه پیشینه پژوهش توضیحاتی آمده است.

در بخش مبانی نظری باید چیستی، چرایی و چگونگی موضوع موردمطالعه معرفی شود. بدین منظور پژوهشگر باید به صورت پرسش‌مبنا مبانی نظری را مطالعه کند و به طور مشخص به سه پرسش زیر پاسخ دهد:
  • موضوع پژوهش من درباره چیست؟ این موضوع چه ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی دارد؟ این موضوع چه ابعادی دارد و با چه مولفه‌هایی قابل تعریف است؟
  • فلسفه تولد این موضوع چیست؟ این موضوع اصالتا در پاسخ به فهم و حل چه مسائلی به وجود آمده است؟
  • این موضوع چگونه و برای حل چه مسائلی استفاده شده است؟
با مدنظر قرار دادن این سه پرسش حین مطالعه متون، نظریه‌ها و مدل‌های مرتبط امکان دسته‌بندی موضوعی مطالب و نگارش استنباطی مطالب فراهم می‌آید. یعنی به جای کپی‌برداری متون و ارائه نقل‌قول‌های طولانی، پژوهشگر می‌تواند مطالب را با قلم خود و به زبان پژوهش خود بنویسد. بدین منظور، برای مطالعه هر مطلب و متنی لازم است تا پژوهشگر این سه پرسش‌ اساسی را در ذهن داشته باشد و تلاش کند به آنها با ریتمی موزون پاسخ دهد. مثلا برای نگارش چیستی موضوع، به جای ارائه لیستی از تعریف‌های موجود درباره موضوعش، به دسته‌بندی تعاریف، مفاهیم و ویژگی‌های موضوع بپردازد و نوشته خود را با عبارتی مانند عبارت زیر شروع کند و در کنار هر عبارت منابع و مآخذ مربوطه را درج نماید: براساس متون موجود، موضوع ......(مثلا سواد اطلاعاتی) از سه زاویه یا از سه منظر قابل تعریف است:
  1. منظر اول: سواد اطلاعاتی به عنوان مجموعه‌ای از مهارت‌های پایه که موفقیت در عصر اطلاعات و فناوری موردنیاز هستند (جانسون،‌ 2002؛ قلی‌زاده، 1390؛ ...). بر اساس این دیدگاه سواد اطلاعاتی عبارت است از ............................
  2. منظر دوم: سواد اطلاعاتی به عنوان شیوه‌ای موثر برای آموزش و یادگیری پرسش‌مبنا (منبع 1، منبع 2، منبع 3). بر اساس این دیدگاه سواد اطلاعاتی عبارت است از ............................
  3. منظر سوم: سواد اطلاعاتی به عنوان یک توانمندساز و تسهیل‌گر یادگیری تمام‌عمر(منبع 5، منبع 7، منبع 4).بر اساس این دیدگاه سواد اطلاعاتی عبارت است از ............................

Booth, Andrew; Papaioannou, Diana and Sutton, Anthea. 2012. Systematic Approaches to a Successful Literature Review. London: Sage

Gough, David; Oliver, Sandy and Thomas, James. 2012. An Introduction to Systematic Reviews. London: Sage

Jesson, Jill K., Matheson, Lydia and Lacey, Fiona M. . 2010. Doing Your Literature Review: Traditional and Systematic Techniques. London: Sage Publications

نظري، مريم. 1392. گسست دانشي در پژوهشهاي مولد چگونه رصد مي شود؟ پيشنهاد ترسيمِ دو نقشه: نقشه دانش و نقشه پژوهش. تحقيقات كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي 47(1): 27-48    در ادامه منابع مفید برای مطالعه بیشتر - به تفکیک نوع منبع - آمده‌اند.


منابع پژوهش منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

نقش دانش موضوعی در شناسایی پیشینه کامل پژوهش (وبگاه) نظری، مریم. 1394 (11 دی).  چرا نتیجه می‌گیریم «پژوهش من پیشینه ندارد؟ بازیابی شده در تاریخ 22 دی 1394 در این نوشته دلایل از ندیدن یا از قلم انداختن متون و پیشینه در پژوهش‌ها تشریح شده است و درباره نقش دانش موضوعی و جایگاه‌یابی موضوعی در رفع این چالش آموزه‌هایی ارائه شده است.

شیوه کسب دانش موضوعی و دانش روش‌شناختی (وبگاه) نظری، مریم. 1393. (19 آبان).  سه هنر و سه دانش موردنیاز برای خودتوانمندسازی پژوهشی. بازیابی شده در تاریخ 22 دی 1394 در این نوشته درباره چگونگی یادگیری خوب پرسیدن و رصد پرسش‌های خوب در پژوهش و چرایی و چگونگی فراگیری این توانمندی‌ها آموزه‌هایی ارائه شده است. مشخصا به سه دانش موضوعی، روش‌شناختی و بافتی به عنوان ملزومات اصلی طراحی و اجرای یک پژوهش مولد و کاربردی اشاره شده و  درباره چگونگی کسب این سه نوع دانش آموزه‌های مختصری ارائه شده است.

چگونگی انتخاب مناسب‌ترین روش برای طرح پرسش‌ پژوهش (مقاله)

Ploeg, Jenny. 1999. Identifying the best research design to fit the question. Part 2: qualitative designs. Evidence-based Nursing. 2: 36-37

هر روش قابلیت طرح پرسش‌های ویژه‌ای دارد. در این مقاله درباره قابلیت انواع روش‌ها و شیوه انتخاب مناسب‌ترین برای پژوهش آموزه‌های مفیدی ارائه شده است.

استفاده از نقشه مفهومی، نقشه ذهنی در پژوهش کیفی (مقاله)

Wheeldon, Johannes and Faubert, Jacqueline. 2009. Framing Experience: Concept Maps, Mind Maps, and Data Collection in Qualitative Research, International Journal of Qualitative Methods, Sage online publications. Retrieved in 25 Dec 2015

راهنمای طرح‌ریزی و اجرای بررسی متون و پیشینه پژوهش (مقاله)

 Pautasso, Marco and Bourne, Philip E. Bourne. 2013. Ten Simple Rules for Writing a Literature Review, PLoS Computational Biology 9(7): e1003149 a peer-reviewed open access journal. Retrieved in 25 Dec 2015

شیوه خواندن و نوشتن تحلیلی مبانی نظری و پیشینه پژوهش (مقاله) نظري، مريم. 1392. گسست دانشي در پژوهشهاي مولد چگونه رصد مي شود؟ پيشنهاد ترسيمِ دو نقشه: نقشه دانش و نقشه پژوهش. تحقيقات كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي 47(1): 27-48 در این مقاله ترویجی، گام به گام خواندن و نوشتن تحلیلی مبانی نظری و پیشینه پژوهش در قالب آموزه‌هایی عملی– به همراه مثال‌هایی - ارائه شده است.

شیوه خواندن مقاله با عینک تحلیل و نقد علمی (مقاله)

Keshav, S. 2007. How to Read a Paper. ACM SIGCOMM Computer Communication Review 37(3).  Retrieved in 28 Dec 2015

در این مقاله درباره شیوه خواندن و تحلیل مقالات با هدف بهره‌گیری از آنها در پژوهش آموزه‌های مفیدی ارائه شده است. این آموزه‌ها به شما کمک می‌کنند تا کار ارزیابی، انتخاب و استفاده درست از مقالات در پژوهش و رصد شکاف دانشی موجود در پژوهش‌ها را با دقت و با بنیه علمی قوی‌ انجام دهید.

بررسی متون و پیشینه پژوهش (کتاب)

The literature review in research, from Sage online Publications

در این بخش از کتاب آموزه‌های مفیدی درباره ملزومات دانشی و مهارتی موردنیاز – با تمرکز ویژه بر علوم اجتماعی - برای جستجو، گردآوری و تحلیل متون و پیشینه پژوهش ارائه شده است.

جستجو، گردآوری، مدیریت و نگارش پیشینه پژوهش (ویدئو)

PhdOnTrack. [2015]. Review and Discover (video). PhdOnTrack, a creative common licensed under CC BY-NC-SA, Retrieved in 27 Dec 2015

در این وبگاه آموزه‌های نوشتاری و ویدئویی مفیدی درباره جستجو، گردآوری، مدیریت و نگارش پیشینه پژوهش ارائه شده است.

صراف‌زاده، مریم. 1395. آموزش جستجوی علمی با Google Scholar. از مجموعه آموزش‌های فرادرس.

گوگل اسکالر یک موتور کاوش مخصوص جستجو مقالات مجلات و کنفرانس ها، کتاب ها، پایان نامه ها و سایر منابع علمی است. علاوه بر جستجوی ساده و پیشرفته، گوگل اسکالر امکان سنجش اعتبار علمی مقالات را نیز به ما می دهد و در غیاب پایگاههای اطلاعاتی مثل اسکوپوس و آی.اس.آی که به دلیل هزینه گزاف معمولاً در دسترس نیستند می تواند یک نقطه شروع برای جستجوی منابع علمی است. گوگل اسکالر جامعیت بسیار خوبی دارد و درصد بالایی از منابع علمی را پوشش می دهد. در این ویدئو به شما شیوۀ جستجو در گوگل اسکالر آموزش داده می‌شود.

پیشنهاد منبع

 


نمونه‌ها بر اساس رشته

پیشنهاد منبع

 

دیدگاه‌ها
  • ازشما دست اندرکاران خواهشمندم بمنظور کاربردی سازی پایان نامه و پایان دادن به هرج و مرج در عناوین بدون بازده و بدون کاربرد تمهیدات بیشتری بزارید چون هزاران هزار پایان نامه به داده های غلط و موضوعات کلیشه ای نوشته میشه اما کو بازده؟ کو کاربرد؟ کو پیشرفت؟ وزارت علوم هم که سکوت مطلق کردند پس کی باید به فکر امار زشت سرقت علمی حتی در مجلات بین المللی باشه؟ آخه تا کی افراد برای منافع شخصی منافع ملی رو زیر سوال ببرند اما ازمنابع ملی ما استفاده کنند و بازدهی برای جامعه نداشته باشند!

    • سپاس از بازخورد ارزشمند شما. واقعیت فلسفه شکل گیری پژوهشکار دقیقا پاسخ به این دغدغه و معضل بوده. لیکن تغییر اساسی در رفتار و خروجی پژوهشها نیازمند یک حرکت جمعی توسط تمام دست اندرکاران تحقیق و توسعه – یعنی سیاستگذاران، اساتید، دانشجویان، و داوران پژوهش – است.
      بخشی از این مسئله با بینش سازی و توانمندسازی اعضای خانواده تحقیق و توسعه حل می شود و بخشی از آن با بازنگری سیاستهای ارزیابی پژوهش. پژوهشکار تلاشش بر توانمندسازی و بینش سازی است چرا که باور ما بر این است که خواستن به تنهایی کافی نیست برای تغییر باید توانستن در کنار خواستن بیاید. در عین حال تلاش کرده ایم با تبیین کارکردهای پژوهشکار برای مخاطبان گوناگون و ترویج آموزه های آن میان پژوهشگران، دانشگاهها و نشریات به کم کردن پژوهشهای رفع تکلیفی کمک کنیم. تمام آموزه های پژوهشکار با رویکرد خودتوانمندسازی طراحی شده اند تا علاقه مندان و دغدغه مندان پژوهش و نوآوری بتوانند در مراحل مختلف پژوهش روش یادگیری پژوهیدن را هم بیاموزند. دلیل انتخاب این رویکرد هم آسیب شناسایی هایی است که درباره چرایی بی کاربرد ماندن پژوهشها در کشور انجام داده ایم.
      براساس این آسیب شناسی مشخص شد یکی از دلایل اصلی تولید پژوهشهای بی کاربرد ضعف در توانایی پژوهشی پژوهشگران است و دلیل آن هم ضعف در آموزه های ترجمه ای و شیوه آموزش پژوهش در کشور است. به همین دلیل تلاش ما بر این بوده تا علاوه بر آموزش درست پژوهی، شیوه یادگیری پژوهش را هم آموزش دهیم تا دغدغه مندان مولدسازی پژوهشها بتوانند با تجهیز خود به دانش و مهارتهای موردنیاز پژوهشهای کاربردی تولید کنند.
      البته این آموزه ها به نیاز آن دسته از افراد پاسخ می دهند که به خواستن رسیده اند و خواستن آنها به دغدغه تبدیل شده. اما گروه دیگری هم وجود دارند که یا نمی خواهند پژوهش کاربردی تولید کنند یا نتیجه گرفته اند که بهتر است نخواهند. اینها کسانی هستند که سیاستهای ارزیابی پژوهش را تشویق کننده نیافته اند. یعنی در ازای تولید پژوهش کاربردی تشویق نشده اند – و گاها تنبیه هم شده اند مثلا ارتقا نگرفته اند یا نمره کم گرفته اند.
      برای حل این معضل – یعنی ایجاد حس خواستن – باید سیاستگذاران وارد عمل شوند و برای اینکه بتوانند قوی و پایدار عمل کنند باید ابتدا به ضعفهای موجود در آموزه ها و شیوه های ارزیابی پژوهش باور داشته باشند و بازآموزی را برای همه اعضای خانواده تحقیق و توسعه به یک باید تبدیل کنند. برای تحقق این مهم سهم پژوهشکار آگاه سازی و ترویج درست پژوهی است با این امید که با ترویج این آموزه ها، غیرت علمی میان خانواده تحقیق و توسعه بیدار شود و نیاز به بازنگری اساسی سیاستها و شیوهای آموزش و ارزیابی پژوهش را به گوش سیاستگذاران برسانند.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 2 =